سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
164
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
ابو جعفر منصور از عملكرد زياد نسبت به نفس زكيه آگاه شد و به سبب اينكه از فرمانهاى خليفه سرپيچى كرده و از سرسپردگى به عباسيان خارج شده بود ، به شدت غضبناك شد . بنابراين ، به قاضى مدينه ، عبد العزيز بن عبد المطلب بن عبد اللّه نوشت كه زياد را دستگير و اموالش را مصادره و مردان و يارانش را از مناصب حكومتى عزل كند . قاضى در اجراى دستورهاى خليفه ، ابن زياد را دستگير و او را در غل و زنجير كرد . قاضى مقدار 85 هزار دينار هم در بيت المال يافت . زياد گفت : « به خدا قسم گناهى در خود نمىبينم كه عليه امير مؤمنان مرتكب شده باشم ، جز آنكه مىپندارم در مورد دو پسر عبد اللّه از من آزرده خاطر است و اينكه خون فرزندان فاطمه را نزد من گران يافته است . » سپس اين شعر را خواند : أكلف ذنب قوم لست منهم * و ما جنت الشمال على اليمين « 1 » « گناه كسانى به گردنم افتاده كه من از آنها نيستم . دست چپ هم نسبت به دست راست گناهى نكرده است . » منصور والى جديدى به نام محمد بن خالد بن عبد اللّه قسرى بر مدينه حاكم كرد و به او فرمان داد كه در جستوجوى محمد نفس زكيه بكوشد و حتى دست او را در اموال باز گذاشت . اين والى در اول رجب سال 141 وارد مدينه شد . روزها گذشت بدون اينكه محمد بن خالد در مأموريتى كه منصور به او واگذار كرده بود ، موفق شود . منصور او را در كار خود سست يافت ، ازاينرو ، نامهاى به او نوشت كه مدينه و اطرافش را جستوجو كند ، « 2 » اما والى جديد هم مثل والى قبلى از ريختن خون بنى الحسن اكراه داشت ، پس نامهاى به منصور نوشت به اين مضمون كه نفس زكيه پيش از ورود من ، از مدينه خارج شده و در بسيارى از شهرهاى اسلامى رفت و آمد داشته است . منصور او را نيز عزل كرد . منصور با يكى از نزديكان خود به نام ابو العلاء در اينكه چه كسى را والى مدينه گرداند و كار محمد نفس زكيه را به او واگذار كند ، مشورت كرد . ابو العلاء به او سفارش كرد كه از خاندان زبير بن عوام يا از خاندان طلحة بن عبيد اللّه شخصى را انتخاب كند و به ولايت
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 166 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 255 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 166 / شريف تاج الدين ، غاية الاختصار ، ص 15 .